2. در پاسخ فرمود: «هنگام غروب، میگویید ”هوا خوب خواهد بود، زیرا آسمان سرخفام است،“
5. چون به آن سوی دریا رفتند، شاگردان فراموش کردند با خود نان بردارند.
6. عیسی به ایشان گفت: «آگاه باشید و از خمیرمایۀ فَریسیان و صَدّوقیان دوری کنید.»
7. پس ایشان در میان خود بحث کرده، میگفتند: «با خود نان نیاوردهایم.»
9. آیا هنوز درک نمیکنید؟ آیا به یاد ندارید آن پنج نان و پنج هزار تن و چند سبد را که برگرفتید؟
10. یا آن هفت نان و چهار هزار تن و چند زنبیل را که برگرفتید؟
13. چون عیسی به نواحی قیصریۀ فیلیپی رسید، از شاگردان خود پرسید: «به گفتۀ مردم، پسر انسان کیست؟»
15. عیسی پرسید: «شما چه میگویید؟ به نظر شما من کیستم؟»
16. شَمعون پطرس پاسخ داد: «تویی مسیح، پسر خدای زنده!»
20. آنگاه شاگردان خود را منع کرد که به هیچکس نگویند او مسیح است.
