خانه
عناوین مطالب
تماس با من
✝عیسی مسیح✝
✝Jesus Christ✝
✝عیسی مسیح✝
✝Jesus Christ✝
جدیدترین یادداشتها
همه
آخرین یادداشت خوش آمدید
بسیاری عیسی را با وجود تحقق پیشگوییها رد میکنند، ولی او در نظر خدا پرارزش است
مسیح
عیسی ناصری-عیسی مسیح-ישוע-הושע
مسیح
مسیح
Jesus Christ-عیسی مسیح
مسیح
Jesus Christ-عیسی مسیح-عیسی ناصری-مسیح
Jesus Christ
بایگانی
شهریور 1400
165
جستجو
آمار : 2982 بازدید
Powered by Blogsky
متی ۲۴
پس عیسی از هیکل بیرون شده، برفت. و شاگردانش پیش آمدند تا عمارتهای هیکل را بدو نشان دهند.
۲
عیسی ایشان را گفت: «آیا همه این چیزها را نمی بینید؟ هرآینه به شمامی گویم در اینجا سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد که به زیر افکنده نشود!»
۳
و چون به کوه زیتون نشسته بود، شاگردانش در خلوت نزدوی آمده، گفتند: «به ما بگو که این امور کی واقع میشود و نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست.»
۴
عیسی در جواب ایشان گفت: «زنهار کسی شما را گمراه نکند!
۵
زآنرو که بسا به نام من آمده خواهند گفت که من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند کرد.
۶
و جنگها و اخبار جنگها راخواهید شنید. زنهار مضطرب مشوید زیرا که وقوع این همه لازم است، لیکن انتها هنوز نیست.
۷
زیرا قومی با قومی و مملکتی با مملکتی مقاومت خواهند نمود و قحطیها و وباها وزلزلهها در جایها پدید آید.
۸
اما همه اینها آغازدردهای زه است.
۹
آنگاه شما را به مصیبت سپرده، خواهند کشت و جمیع امتها بجهت اسم من از شما نفرت کنند.
۱۰
و در آن زمان، بسیاری لغزش خورده، یکدیگر را تسلیم کنند واز یکدیگر نفرت گیرند.
۱۱
و بسا انبیای کذبه ظاهر شده، بسیاری را گمراه کنند.
۱۲
و بجهت افزونی گناه محبت بسیاری سرد خواهد شد.
۱۳
لیکن هرکه تا به انتها صبر کند، نجات یابد.
۱۴
و به این بشارت ملکوت در تمام عالم موعظه خواهد شد تا بر جمیع امتها شهادتی شود؛ آنگاه انتها خواهد رسید.
۱۵
«پس چون مکروه ویرانی را که به زبان دانیال نبی گفته شده است، در مقام مقدس بر پاشده بینید هرکه خواند دریافت کند
۱۶
آنگاه هرکه در یهودیه باشد به کوهستان بگریزد؛
۱۷
وهرکه بر بام باشد، بجهت برداشتن چیزی از خانه به زیر نیاید؛
۱۸
و هرکه در مزرعه است، بجهت برداشتن رخت خود برنگردد.
۱۹
لیکن وای برآبستنان و شیر دهندگان در آن ایام!
۲۰
پس دعاکنید تا فرار شما در زمستان یا در سبت نشود،
۲۱
زیرا که در آن زمان چنان مصیبت عظیمی ظاهر میشود که از ابتدا عالم تا کنون نشده ونخواهد شد!
۲۲
و اگر آن ایام کوتاه نشدی، هیچ بشری نجات نیافتی، لیکن بخاطر برگزیدگان، آن روزها کوتاه خواهد شد.
۲۳
آنگاه اگر کسی به شما گوید: "اینک مسیح در اینجا یا در آنجا است " باور مکنید،
۲۴
زیرا که مسیحیان کاذب و انبیا کذبه ظاهر شده، علامات ومعجزات عظیمه چنان خواهند نمود که اگرممکن بودی برگزیدگان را نیز گمراه کردندی.
۲۵
اینک شما را پیش خبر دادم.
۲۶
«پس اگر شما را گویند: اینک درصحراست، بیرون مروید یا آنکه در خلوت است، باور مکنید،
۲۷
زیرا همچنانکه برق ازمشرق ساطع شده، تا به مغرب ظاهر میشود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد.
۲۸
و هرجا که مرداری باشد، کرکسان در آنجا جمع شوند.
۲۹
و فور بعد از مصیبت آن ایام، آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان ازآسمان فرو ریزند و قوتهای افلاک متزلزل گردد.
۳۰
آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گرددو در آن وقت، جمیع طوایف زمین سینه زنی کنندو پسر انسان را بینند که بر ابرهای آسمان، با قوت و جلال عظیم میآید؛
۳۱
و فرشتگان خود را باصور بلند آواز فرستاده، برگزیدگان او را ازبادهای اربعه از کران تا بکران فلک فراهم خواهندآورد.
۳۲
«پس از درخت انجیر مثلش را فراگیرید که چون شاخهاش نازک شده، برگها میآورد، می فهمید که تابستان نزدیک است.
۳۳
همچنین شما نیز چون این همه را بینید، بفهمید که نزدیک بلکه بر در است.
۳۴
هرآینه به شما میگویم تا این همه واقع نشود، این طایفه نخواهد گذشت.
۳۵
آسمان و زمین زایل خواهد شد، لیکن سخنان من هرگز زایل نخواهد شد.
۳۶
«اما از آن روز و ساعت هیچکس اطلاع ندارد، حتی ملائکه آسمان جز پدر من و بس.
۳۷
لیکن چنانکه ایام نوح بود، ظهور پسر انسان نیزچنان خواهد بود.
۳۸
زیرا همچنانکه در ایام قبل از طوفان میخوردند و میآشامیدند و نکاح میکردند و منکوحه میشدند تا روزی که نوح داخل کشتی گشت،
۳۹
و نفهمیدند تا طوفان آمده، همه را ببرد، همچنین ظهور پسر انسان نیزخواهد بود.
۴۰
آنگاه دو نفری که در مزرعهای میباشند، یکی گرفته و دیگری واگذارده شود.
۴۱
و دو زن که دستاس میکنند، یکی گرفته ودیگری رها شود.
۴۲
پس بیدار باشید زیرا که نمی دانید در کدام ساعت خداوند شما میآید.
۴۳
لیکن این را بدانید که اگر صاحبخانه میدانست در چه پاس از شب دزد میآید، بیدارمی ماند و نمی گذاشت که به خانهاش نقب زند.
۴۴
لهذا شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید، پسر انسان میآید.
۴۵
«پس آن غلام امین و دانا کیست که آقایش او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ایشان را در وقت معین خوراک دهد؟
۴۶
خوشابحال آن غلامی که چون آقایش آید، او را در چنین کار مشغول یابد.
۴۷
هرآینه به شما میگویم که او را بر تمام مایملک خود خواهد گماشت.
۴۸
لیکن هرگاه آن غلام شریر با خود گوید که آقای من درآمدن تاخیر مینماید،
۴۹
و شروع کند به زدن همقطاران خود و خوردن و نوشیدن با میگساران،
۵۰
هرآینه آقای آن غلام آید، در روزی که منتظرنباشد و در ساعتی که نداند،و او را دو پاره کرده، نصیبش را با ریاکاران قرار دهد در مکانی که گریه و فشار دندان خواهد بود.
۵۱
و او را دو پاره کرده، نصیبش را با ریاکاران قرار دهد در مکانی که گریه و فشار دندان خواهد بود.
حسام الدین شفیعیان
یکشنبه 21 شهریور 1400 ساعت 15:29
0 نظر
متی ۲۳
آنگاه عیسی آن جماعت و شاگردان خود را خطاب کرده،
۲
گفت: «کاتبان وفریسیان بر کرسی موسی نشستهاند.
۳
پس آنچه به شما گویند، نگاه دارید و بهجا آورید، لیکن مثل اعمال ایشان مکنید زیرا میگویند ونمی کنند.
۴
زیرا بارهای گران و دشوار رامی بندند و بر دوش مردم مینهند و خودنمی خواهند آنها را به یک انگشت حرکت دهند.
۵
و همه کارهای خود را میکنند تا مردم، ایشان را ببینند. حمایلهای خود را عریض و دامنهای قبای خود را پهن میسازند،
۶
و بالا نشستن درضیافتها و کرسیهای صدر در کنایس را دوست میدارند،
۷
و تعظیم در کوچهها را و اینکه مردم ایشان را آقا آقا بخوانند.
۸
لیکن شماآقا خوانده مشوید، زیرا استاد شما یکی است یعنی مسیح و جمیع شما برادرانید.
۹
و هیچکس را بر زمین، پدر خود مخوانید زیرا پدر شمایکی است که در آسمان است.
۱۰
و پیشواخوانده مشوید، زیرا پیشوای شما یکی است یعنی مسیح.
۱۱
و هرکه از شما بزرگتر باشد، خادم شما بود.
۱۲
و هرکه خود را بلند کند، پست گردد و هرکه خود را فروتن سازد سرافرازگردد.
۱۳
وای بر شماای کاتبان و فریسیان ریاکار که در ملکوت آسمان را به روی مردم میبندید، زیراخود داخل آن نمی شوید و داخلشوندگان را ازدخول مانع میشوید.
۱۴
وای بر شماای کاتبان وفریسیان ریاکار، زیرا خانه های بیوهزنان رامی بلعید و از روی ریا نماز را طویل میکنید؛ ازآنرو عذاب شدیدتر خواهید یافت.
۱۵
وای برشماای کاتبان و فریسیان ریاکار، زیرا که بر و بحررا میگردید تا مریدی پیدا کنید و چون پیدا شداو را دو مرتبه پستتر از خود، پسر جهنم میسازید!
۱۶
وای بر شماای راهنمایان کور که میگویید "هرکه به هیکل قسم خورد باکی نیست لیکن هرکه به طلای هیکل قسم خورد باید وفاکند."
۱۷
ای نادانان و نابینایان، آیا کدام افضل است؟ طلا یا هیکلی که طلا را مقدس میسازد؟
۱۸
"و هرکه به مذبح قسم خورد باکی نیست لیکن هرکه به هدیهای که بر آن است قسم خورد، بایدادا کند."
۱۹
ای جهال و کوران، کدام افضل است؟ هدیه یا مذبح که هدیه را تقدیس مینماید؟
۲۰
پس هرکه به مذبح قسم خورد، به آن و به هرچه بر آن است قسم خورده است؛
۲۱
و هرکه به هیکل قسم خورد، به آن و به او که در آن ساکن است، قسم خورده است؛
۲۲
و هرکه به آسمان قسم خورد، به کرسی خدا و به او که بر آن نشسته است، قسم خورده باشد.
۲۳
وای بر شماای کاتبان و فریسیان ریاکار که نعناع و شبت و زیره را عشر میدهید و اعظم احکام شریعت، یعنی عدالت و رحمت و ایمان را ترک کردهاید! میبایست آنها را بهجا آورده، اینها را نیز ترک نکرده باشید.
۲۴
ای رهنمایان کورکه پشه را صافی میکنید و شتر را فرو میبرید!
۲۵
وای بر شماای کاتبان و فریسیان ریاکار، از آن رو که بیرون پیاله و بشقاب را پاک مینمایید ودرون آنها مملو از جبر و ظلم است.
۲۶
ای فریسی کور، اول درون پیاله و بشقاب را طاهرساز تا بیرونش نیز طاهر شود!
۲۷
وای بر شماای کاتبان و فریسیان ریاکار که چون قبور سفید شده میباشید که از بیرون، نیکو مینماید لیکن درون آنها از استخوانهای مردگان و سایر نجاسات پراست!
۲۸
همچنین شما نیز ظاهر به مردم عادل مینمایید، لیکن باطن از ریاکاری و شرارت مملوهستید.
۲۹
وای بر شماای کاتبان و فریسیان ریاکار که قبرهای انبیا را بنا میکنید و مدفنهای صادقان رازینت میدهید،
۳۰
و میگویید: "اگر در ایام پدران خود میبودیم، در ریختن خون انبیا با ایشان شریک نمی شدیم!"
۳۱
پس بر خود شهادت میدهید که فرزندان قاتلان انبیا هستید.
۳۲
پس شما پیمانه پدران خود را لبریز کنید!
۳۳
ای ماران و افعیزادگان! چگونه از عذاب جهنم فرارخواهید کرد؟
۳۴
لهذا الحال انبیا و حکماء وکاتبان نزد شما میفرستم و بعضی را خواهیدکشت و به دار خواهید کشید و بعضی را درکنایس خود تازیانه زده، از شهر به شهر خواهیدراند،
۳۵
تا همه خونهای صادقان که بر زمین ریخته شد بر شما وارد آید، از خون هابیل صدیق تا خون زکریا ابن برخیا که او را در میان هیکل ومذبح کشتید.
۳۶
هرآینه به شما میگویم که این همه بر این طایفه خواهد آمد!
۳۷
«ای اورشلیم، اورشلیم، قاتل انبیا وسنگسار کننده مرسلان خود! چند مرتبهخواستم فرزندان تو را جمع کنم، مثل مرغی که جوجه های خود را زیر بال خود جمع میکند ونخواستید!
۳۸
اینک خانه شما برای شما ویران گذارده میشود.زیرا به شما میگویم از این پس مرا نخواهید دید تا بگویید مبارک است او که به نام خداوند میآید.»
۳۹
زیرا به شما میگویم از این پس مرا نخواهید دید تا بگویید مبارک است او که به نام خداوند میآید.
حسام الدین شفیعیان
یکشنبه 21 شهریور 1400 ساعت 15:28
0 نظر
متی ۲۲
و عیسی توجه نموده، باز به مثلها ایشان را خطاب کرده، گفت:
۲
«ملکوت آسمان پادشاهی را ماند که برای پسر خویش عروسی کرد.
۳
و غلامان خود را فرستاد تا دعوتشدگان را به عروسی بخوانند و نخواستند بیایند.
۴
باز غلامان دیگر روانه نموده، فرمود: "دعوتشدگان را بگویید که اینک خوان خود را حاضر ساختهام و گاوان و پرواریهای من کشته شده و همهچیز آماده است، به عروسی بیایید."
۵
ولی ایشان بیاعتنایی نموده، راه خود را گرفتند، یکی به مزرعه خود و دیگری به تجارت خویش رفت.
۶
و دیگران غلامان او را گرفته، دشنام داده، کشتند.
۷
پادشاه چون شنید، غضب نموده، لشکریان خود را فرستاده، آن قاتلان را به قتل رسانید و شهر ایشان را بسوخت.
۸
آنگاه غلامان خود را فرمود: "عروسی حاضر است؛ لیکن دعوتشدگان لیاقت نداشتند.
۹
الان به شوارع عامه بروید و هرکه را بیابید به عروسی بطلبید."
۱۰
پس آن غلامان بهسر راهها رفته، نیک و بد هرکه را یافتند جمع کردند، چنانکه خانه عروسی ازمجلسیان مملو گشت.
۱۱
آنگاه پادشاه بجهت دیدن اهل مجلس داخل شده، شخصی را درآنجا دید که جامه عروسی در بر ندارد.
۱۲
بدوگفت: "ای عزیز چطور در اینجا آمدی و حال آنکه جامه عروسی در بر نداری؟" او خاموش شد.
۱۳
آنگاه پادشاه خادمان خود را فرمود: "این شخص را دست و پا بسته بردارید و در ظلمت خارجی اندازید، جایی که گریه و فشار دندان باشد."
۱۴
زیرا طلبیدگان بسیارند و برگزیدگان کم.»
۱۵
پس فریسیان رفته، شورا نمودند که چطوراو را در گفتگو گرفتار سازند.
۱۶
و شاگردان خودرا با هیرودیان نزد وی فرستاده، گفتند: «استادامی دانیم که صادق هستی و طریق خدا را به راستی تعلیم مینمایی و از کسی باک نداری زیراکه به ظاهر خلق نمی نگری.
۱۷
پس به ما بگو رای تو چیست. آیا جزیه دادن به قیصر رواست یا نه؟»
۱۸
عیسی شرارت ایشان را درک کرده، گفت: «ای ریاکاران، چرا مرا تجربه میکنید؟
۱۹
سکه جزیه را به من بنمایید.» ایشان دیناری نزد وی آوردند.
۲۰
بدیشان گفت: «این صورت و رقم از آن کیست؟»
۲۱
بدو گفتند: «از آن قیصر.» بدیشان گفت: «مال قیصر را به قیصر ادا کنید و مال خدا رابه خدا!»
۲۲
چون ایشان شنیدند، متعجب شدندو او را واگذارده، برفتند.
۲۳
و در همان روز، صدوقیان که منکر قیامت هستند نزد او آمده، سوال نموده،
۲۴
گفتند: «ای استاد، موسی گفت اگر کسی بیاولاد بمیرد، میباید برادرش زن او را نکاح کند تا نسلی برای برادر خود پیدا نماید.
۲۵
باری در میان ما هفت برادر بودند که اول زنی گرفته، بمرد و چون اولادی نداشت زن را به برادر خود ترک کرد.
۲۶
وهمچنین دومین و سومین تا هفتمین.
۲۷
و آخر ازهمه آن زن نیز مرد.
۲۸
پس او در قیامت، زن کدامیک از آن هفت خواهد بود زیرا که همه او راداشتند؟»
۲۹
عیسی در جواب ایشان گفت: «گمراه هستید از اینرو که کتاب و قوت خدا رادر نیافتهاید،
۳۰
زیرا که در قیامت، نه نکاح میکنند و نه نکاح کرده میشوند بلکه مثل ملائکه خدا در آسمان میباشند.
۳۱
اما درباره قیامت مردگان، آیا نخواندهاید کلامی را که خدا به شما گفته است،
۳۲
من هستم خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب؟ خدا، خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان است.»
۳۳
و آن گروه چون شنیدند، از تعلیم وی متحیر شدند.
۳۴
اما چون فریسیان شنیدند که صدوقیان را مجاب نموده است، با هم جمع شدند.
۳۵
و یکی از ایشان که فقیه بود، از وی به طریق امتحان سوال کرده، گفت:
۳۶
«ای استاد، کدام حکم در شریعت بزرگتر است؟»
۳۷
عیسی وی را گفت: «اینکه خداوند خدای خود را به همه دل و تمامی نفس و تمامی فکر خود محبت نما.
۳۸
این است حکم اول و اعظم.
۳۹
و دوم مثل آن است یعنی همسایه خود را مثل خود محبت نما.
۴۰
بدین دو حکم، تمام تورات و صحف انبیامتعلق است.»
۴۱
و چون فریسیان جمع بودند، عیسی ازایشان پرسیده،
۴۲
گفت: «درباره مسیح چه گمان میبرید؟ او پسر کیست؟» بدو گفتند: «پسر داود.»
۴۳
ایشان را گفت: «پس چطور داود در روح، او راخداوند میخواند؟ چنانکه میگوید:
۴۴
"خداوندبه خداوند من گفت، بهدست راست من بنشین تادشمانان تو را پای انداز تو سازم."
۴۵
پس هرگاه داود او را خداوند میخواند، چگونه پسرش میباشد؟»و هیچکس قدرت جواب وی هرگز نداشت و نه کسی از آن روز دیگرجرات سوال کردن از او نمود.
۴۶
و هیچکس قدرت جواب وی هرگز نداشت و نه کسی از آن روز دیگرجرات سوال کردن از او نمود.
حسام الدین شفیعیان
یکشنبه 21 شهریور 1400 ساعت 15:27
0 نظر
متی ۲۱
و چون نزدیک به اورشلیم رسیده، واردبیتفاجی نزد کوه زیتون شدند. آنگاه عیسی دو نفر از شاگردان خود را فرستاده،
۲
بدیشان گفت: «در این قریهای که پیش روی شمااست بروید و در حال، الاغی با کرهاش بسته خواهید یافت. آنها را باز کرده، نزد من آورید.
۳
وهرگاه کسی به شما سخنی گوید، بگویید خداوندبدینها احتیاج دارد که فی الفور آنها را خواهدفرستاد.»
۴
و این همه واقع شد تا سخنی که نبی گفته است تمام شود
۵
که «دختر صهیون را گوییداینک پادشاه تو نزد تو میآید با فروتنی و سواره بر حمار و بر کره الاغ.»
۶
پس شاگردان رفته، آنچه عیسی بدیشان امر فرمود، بعمل آوردند
۷
و الاغ را با کره آورده، رخت خود را بر آنها انداختند واو بر آنها سوار شد.
۸
و گروهی بسیار، رختهای خود را در راه گسترانیدند و جمعی از درختان شاخهها بریده، در راه میگستردند.
۹
و جمعی ازپیش و پس او رفته، فریادکنان میگفتند: «هوشیعانا پسر داودا، مبارک باد کسیکه به اسم خداوند میآید! هوشیعانا در اعلی علیین!»
۱۰
وچون وارد اورشلیم شد، تمام شهر به آشوب آمده، میگفتند: «این کیست؟»
۱۱
آن گروه گفتند: «این است عیسی نبی از ناصره جلیل.»
۱۲
پس عیسی داخل هیکل خدا گشته، جمیع کسانی را که در هیکل خرید و فروش میکردند، بیرون نمود و تختهای صرافان و کرسیهای کبوترفروشان را واژگون ساخت.
۱۳
و ایشان را گفت: «مکتوب است که خانه من خانه دعا نامیده میشود. لیکن شما مغاره دزدانش ساختهاید.»
۱۴
و کوران و شلان در هیکل، نزد او آمدند وایشان را شفا بخشید.
۱۵
اما روسای کهنه و کاتبان چون عجایبی که از او صادر میگشت و کودکان را که در هیکل فریاد برآورده، «هوشیعانا پسر داودا» میگفتنددیدند، غضبناک گشته،
۱۶
به وی گفتند: «نمی شنوی آنچه اینها میگویند؟» عیسی بدیشان گفت: «بلی مگر نخواندهاید این که از دهان کودکان و شیرخوارگان حمد را مهیا ساختی؟»
۱۷
پس ایشان را واگذارده، از شهر بسوی بیت عنیارفته، در آنجا شب را بسر برد.
۱۸
بامدادان چون به شهر مراجعت میکرد، گرسنه شد.
۱۹
و در کناره راه یک درخت انجیر دیده، نزد آن آمد و جز برگ بر آن هیچ نیافت. پس آن را گفت: «از این به بعد میوه تا به ابد بر تونشود!» که در ساعت درخت انجیر خشکید!
۲۰
چون شاگردان´ این را دیدند، متعجب شده، گفتند: «چه بسیار زود درخت انحیر خشک شده است!»
۲۱
عیسی در جواب ایشان گفت: «هرآینه به شما میگویم اگر ایمان میداشتید و شک نمی نمودید، نه همین را که به درخت انجیر شدمی کردید، بلکه هر گاه بدین کوه میگفتید "منتقل شده به دریا افکنده شو" چنین میشد.
۲۲
و هرآنچه باایمان به دعا طلب کنید، خواهید یافت.»
۲۳
و چون به هیکل درآمده، تعلیم میداد، روسای کهنه و مشایخ قوم نزد او آمده، گفتند: «به چه قدرت این اعمال را مینمایی و کیست که این قدرت را به تو داده است؟»
۲۴
عیسی در جواب ایشان گفت: «من نیز از شما سخنی میپرسم. اگرآن را به من گویید، من هم به شما گویم که این اعمال را به چه قدرت مینمایم:
۲۵
تعمید یحیی از کجا بود؟ از آسمان یا از انسان؟» ایشان با خودتفکر کرده، گفتند که «اگر گوییم از آسمان بود، هرآینه گوید پس چرا به وی ایمان نیاوردید.
۲۶
واگر گوییم از انسان بود، از مردم میترسیم زیراهمه یحیی را نبی میدانند.»
۲۷
پس در جواب عیسی گفتند: «نمی دانیم.» بدیشان گفت: «من هم شما را نمی گویم که به چه قدرت این کارها رامی کنم.
۲۸
لیکن چه گمان دارید؟ شخصی را دو پسربود. نزد نخستین آمده، گفت: "ای فرزند امروز به تاکستان من رفته، بهکار مشغول شو."
۲۹
درجواب گفت: "نخواهم رفت." اما بعد پشیمان گشته، برفت.
۳۰
و به دومین نیز همچنین گفت. اودر جواب گفت: "ای آقا من میروم." ولی نرفت.
۳۱
کدامیک از این دو خواهش پدر را بهجاآورد؟» گفتند: «اولی.» عیسی بدیشان گفت: «هرآینه به شما میگویم که باجگیران و فاحشه هاقبل از شما داخل ملکوت خدا میگردند،
۳۲
زانرو که یحیی از راه عدالت نزد شما آمد وبدو ایمان نیاوردید، اما باجگیران و فاحشهها بدوایمان آوردند و شما چون دیدید آخر هم پشیمان نشدید تا بدو ایمان آورید.
۳۳
و مثلی دیگر بشنوید: صاحبخانهای بودکه تاکستانی غرس نموده، خطیرهای گردش کشید و چرخشتی در آن کند و برجی بنا نمود. پس آن را به دهقانان سپرده، عازم سفر شد.
۳۴
وچون موسم میوه نزدیک شد، غلامان خود را نزددهقانان فرستاد تا میوه های او را بردارند.
۳۵
امادهقانان غلامانش را گرفته، بعضی را زدند وبعضی را کشتند و بعضی را سنگسار نمودند.
۳۶
باز غلامان دیگر، بیشتر از اولین فرستاده، بدیشان نیز به همانطور سلوک نمودند.
۳۷
بالاخره پسر خود را نزد ایشان فرستاده، گفت: "پسر مرا حرمت خواهند داشت."
۳۸
اما دهقانان چون پسررا دیدند با خود گفتند: "این وارث است. بیایید اورا بکشیم و میراثش را ببریم."
۳۹
آنگاه او راگرفته، بیرون تاکستان افکنده، کشتند.
۴۰
پس چون مالک تاکستان آید، به آن دهقانان چه خواهد کرد؟»
۴۱
گفتند: «البته آن بدکاران را به سختی هلاک خواهد کرد و باغ را به باغبانان دیگرخواهد سپرد که میوه هایش را در موسم بدودهند.»
۴۲
عیسی بدیشان گفت: «مگر در کتب هرگزنخواندهاید این که سنگی را که معمارانش ردنمودند، همان سر زاویه شده است. این از جانب خداوند آمد و در نظر ما عجیب است.
۴۳
از این جهت شما را میگویم که ملکوت خدا از شماگرفته شده، به امتی که میوهاش را بیاورند، عطاخواهد شد.
۴۴
و هرکه بر آن سنگ افتد، منکسرشود و اگر آن بر کسی افتد، نرمش سازد.»
۴۵
وچون روسای کهنه و فریسیان مثلهایش راشنیدند، دریافتند که درباره ایشان میگوید.وچون خواستند او را گرفتار کنند، از مردم ترسیدند زیرا که او را نبی میدانستند.
۴۶
وچون خواستند او را گرفتار کنند، از مردم ترسیدند زیرا که او را نبی میدانستند.
حسام الدین شفیعیان
یکشنبه 21 شهریور 1400 ساعت 15:26
0 نظر
متی ۲۰
زیرا ملکوت آسمان صاحبخانهای را ماند که بامدادان بیرون رفت تا عمله بجهت تاکستان خود به مزد بگیرد.
۲
پس با عمله، روزی یک دینار قرار داده، ایشان را به تاکستان خود فرستاد.
۳
و قریب به ساعت سوم بیرون رفته، بعضی دیگر را در بازار بیکار ایستاده دید.
۴
ایشان را نیز گفت: "شما هم به تاکستان بروید وآنچه حق شما است به شما میدهم." پس رفتند.
۵
باز قریب به ساعت ششم و نهم رفته، همچنین کرد.
۶
و قریب به ساعت یازدهم رفته، چند نفردیگر بیکار ایستاده یافت. ایشان را گفت: "از بهرچه تمامی روز در اینجا بیکار ایستادهاید؟"
۷
گفتندش: "هیچکس ما را به مزد نگرفت." بدیشان گفت: "شما نیز به تاکستان بروید و حق خویش راخواهید یافت."
۸
و چون وقت شام رسید، صاحب تاکستان به ناظر خود گفت: "مزدوران راطلبیده، از آخرین گرفته تا اولین مزد ایشان را اداکن."
۹
پس یازده ساعتیان آمده، هر نفری دیناری یافتند.
۱۰
و اولین آمده، گمان بردند که بیشترخواهند یافت. ولی ایشان نیز هر نفری دیناری یافتند.
۱۱
اما چون گرفتند، به صاحبخانه شکایت نموده،
۱۲
گفتند که "این آخرین، یک ساعت کار کردند و ایشان را با ما که متحمل سختی و حرارت روز گردیدهایم مساوی ساختهای؟"
۱۳
او در جواب یکی از ایشان گفت: "ای رفیق بر تو ظلمی نکردم. مگر به دیناری با من قرار ندادی؟
۱۴
حق خود را گرفته برو. میخواهم بدین آخری مثل تو دهم.
۱۵
آیا مرا جایز نیست که از مال خود آنچه خواهم بکنم؟ مگر چشم توبد است از آن رو که من نیکو هستم؟"
۱۶
بنابراین اولین آخرین و آخرین اولین خواهند شد، زیراخواندهشدگان بسیارند و برگزیدگان کم.»
۱۷
و چون عیسی به اورشلیم میرفت، دوازده شاگرد خود را در اثنای راه به خلوت طلبیده بدیشان گفت:
۱۸
«اینک به سوی اورشلیم میرویم و پسر انسان به روسای کهنه و کاتبان تسلیم کرده خواهد شد و حکم قتل او را خواهندداد،
۱۹
و او را به امتها خواهند سپرد تا او رااستهزا کنند و تازیانه زنند و مصلوب نمایند و درروز سوم خواهد برخاست.»
۲۰
آنگاه مادر دو پسر زبدی با پسران خود نزدوی آمده و پرستش نموده، از او چیزی درخواست کرد.
۲۱
بدو گفت: «چه خواهش داری؟» گفت: «بفرما تا این دو پسر من در ملکوت تو، یکی بر دست راست و دیگری بر دست چپ تو بنشینند.»
۲۲
عیسی در جواب گفت: «نمی دانید چه میخواهید. آیا میتوانید از آن کاسهای که من مینوشم، بنوشید و تعمیدی را که من مییابم، بیابید؟» بدو گفتند: «میتوانیم.»
۲۳
ایشان را گفت: «البته از کاسه من خواهیدنوشید و تعمیدی را که من مییابم، خواهید یافت. لیکن نشستن بهدست راست و چپ من، از آن من نیست که بدهم، مگر به کسانی که از جانب پدرم برای ایشان مهیا شده است.»
۲۴
اما چون آن ده شاگرد شنیدند، بر آن دوبرادر به دل رنجیدند.
۲۵
عیسی ایشان را پیش طلبیده، گفت: «آگاه هستید که حکام امتها برایشان سروری میکنند و روسا بر ایشان مسلطند.
۲۶
لیکن در میان شما چنین نخواهد بود، بلکه هرکه در میان شما میخواهد بزرگ گردد، خادم شماباشد.
۲۷
و هرکه میخواهد در میان شما مقدم بود، غلام شما باشد.
۲۸
چنانکه پسر انسان نیامدتا مخدوم شود بلکه تا خدمت کند و جان خود رادر راه بسیاری فدا سازد.»
۲۹
و هنگامی که از اریحا بیرون میرفتند، گروهی بسیار از عقب او میآمدند.
۳۰
که ناگاه دومرد کور کنار راه نشسته، چون شنیدند که عیسی در گذر است، فریاد کرده، گفتند: «خداوندا، پسرداودا، بر ما ترحم کن!»
۳۱
و هرچند خلق ایشان را نهیب میدادند که خاموش شوند، بیشتر فریادکنان میگفتند: «خداوندا، پسر داودا، بر ما ترحم فرما!»
۳۲
پس عیسی ایستاده، به آواز بلند گفت: «چه میخواهید برای شما کنم؟»
۳۳
به وی گفتند: «خداوندا، اینکه چشمان ما بازگردد!»پس عیسی ترحم نموده، چشمان ایشان را لمس نمودکه در ساعت بینا گشته، از عقب او روانه شدند.
۳۴
پس عیسی ترحم نموده، چشمان ایشان را لمس نمودکه در ساعت بینا گشته، از عقب او روانه شدند.
حسام الدین شفیعیان
یکشنبه 21 شهریور 1400 ساعت 15:25
0 نظر
165
1
...
22
23
صفحه
24
25
26
...
33